محمد على مجاهدى
115
كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )
ترديدى نيست كه چهرههاى شاخص شعر آيينى در سدههاى گذشته در شتاب بخشيدن به روند تكاملى آن تا به امروز ، سهيم بودهاند و ابن يمين در زمرهء همين چهرهها است ، و شعر عاشورا كه از زير مجموعههاى شعر آيينى است از طيف تأثيرگذارى اينگونه آثار - كه داراى مفاهيم ارزشىاند - به دور نمانده است . برگزيده آثار عاشورايى چون در قسمت پيشين از تنها مثنوى ماتمى ابن يمين ياد كرديم ، براى پرهيز از اطالهء كلام از توضيح دربارهء آن پرهيز مىكنيم و با نقل آن شما را در جريان چند و چون اين حكايت منظوم قرار مىدهيم : شنيدم ز گفتار كار آگهان * بزرگان گيتى ، كهان و مهان كه : پيغمبر پاك و الا نسب * محمد ، سر سروران عرب چنين گفت روزى به اصحاب خود * به خاصان درگاه و احباب خود كه چون روز محشر درآيد همى * خلايق ، سوى محشر آيد همى منادى برآيد به هفت آسمان * كه : اى اهل محشر ! كران تا كران زن و مرد ، چشمان به هم برنهيد * دل از رنج گيتى به هم برنهيد كه خاتون محشر ، گذر مىكند * ز آب مژه ، خاك تر مىكند يكى گفت كاى پاك بىكين و خشم ! * زنان از كه پوشند بارى دو چشم ؟ ! جوابش چنين داد داراى دين * كه بر جان پاكش هزار آفرين كه فردا ، كه چون بگذرد فاطمه * ز غم ، جَيب جان بر درد فاطمه ندارد كسى طاقت ديدنش * ز بس گريه و سوز و ناليدنش به يك دوش او بر : يكى پيرهن * به زهراب آلوده ، بهر حسن ز خون حسينش ، به دوش دگر * فروهشته آغشته دستار سر بدين سان رود خسته تا پاى عرش * بنالد به درگاه داراى عرش بگويد كه : خون دو والاگهر * ازين ظالمان هم تو خواهى مگر ستم ، كس نديدهست ازين بيشتر * بده داد من ، چون تويى دادگر